گزیده‌ای از سخنرانی آیت الله سبحانی در نكوداشت آیه الله معرفت

گزیده‌ای از سخنرانی علامه سبحانی در نكوداشت آیه الله معرفت 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی خیر خلقه محمد و علی آله الطیبین الطاهرین الهداة المهدیین لا سیما ناموس الدهر و ولی العصر الحجة ابن الحسن العسكری(عج)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و انزلنا الیك الذكر لتبین للناس ما انزل الیهم و لعلهم یتفكرون

قبل ار آنكه وارد سخن شوم از عزیزانی كه این فضای علمی را تشكیل داده اند از یك محقق عالیقدر و یك مفسر عظیم‌ الشأن كه سالهای درازی در خدمت قرآن و اهل بیت بوده تشكر می كنم. و این فضای جدیدی است كه اخیراً در حوزة ما شروع شده است.

نكته ای كه باید عرض كنم و بحمدالله باید بگوئیم محقق فرزانهٔ ما این خلأ را پر كرد من در سال 1356 مصر بودم كه مشیخهٔ ازهر و كیفیت درس و بحث آنها را ببینم. شیخ محمد حسین ذهبی آنجا بودم كشته شد. و همه مجالس از او یاد می‌كردند. كتابی در آن زمان از او منتشر شده بود كه بعدها ایران آمد التفسیر و المفسرون. بسیار كتاب خوب و ارزنده، نمی‌شود نقاط خوب آن را انكار كرد. بینی و بین الله در هر تفسیری كه نظر می دهد اول تا آخر یا حداقل نقاط برجستهٔ كتاب را می‌خواند نظر می دهد. در عین حالیكه ما نقطهٔ قوت این كتاب را عرض می‌كنیم دو نقطهٔ ضعف دارد كه ما را از این نظر ناراحت كرده و بحمدالله در كتاب ارزشمند محقق فرزانه آیت الله معرفت این دو بخش علاج شده. اولا یك بخشی به تعبیر عرب یك حق كشی دربارهٔ علی كرده و او را از نظر كثرت روایت سوم آورده ابن عباس را اول آورد عبدالله بن مسعود را دوم غافل از اینكه آنچه عبدالله بن عباس دارد مال خودش نیست. هنگام فوت پیغمبر او ده ساله بود. چه چیز را می تواند آموخته باشد حتما واسطه ای دارد بر این تفسیرش و بر این آرا كه بیشترینش علی بن ابی طالب است.او تلمیذ علی بن ابیطالب است. هنگامی كه از او سؤال می كنند نسبت علم او به علی چیست؟ قال كنسبة قطرة من المطر الی البحر المحیط بنابراین نباید ایشان چنین حق كشی كرده باشد. حق كشی دیگر ایشان كه همین سبب شد كه استاد فرزانهٔ ما التفسیر و المفسرون را بنویسد، گروهی را بعنوان مفسر معرفی می كند حالا این گروه تا چه پایه مفسرند،اُبّی بن كعب از نظر قرائت مورد تقدیر است حتی معرفتش تا حدی ولایتش هم پذیرفته است، سعید بن جبیر پذیرفته است اما گروهی را می آورد مانند عكرمه بربری، محمد بن كعب قرضی،شعبی، قتادة لوئی اینها را نام می برد. بدبختانه،متأسفانه نامی از حسن و حسین علیهماالسلام حتی نامی عن الباقر و الصادق با این عظمت،هیچ نامی نمی‌برد الّا شیئاً لا یُذكر. اون یك بخش حقیقت بحمدالله این كتاب التفسیر و المفسرون دفاع خوبی در این بخش‌ها كرده خصوصاً آنجا كه ایشان می رسد به تفسیرهای شیعه نقد می كند چون خلاف عقیده اش است. می گوید این آدم متعصب مذهبی است چرا، این را آورده مطابق عقیدهٔ خودش را آورده. اما اگر رازی، اشعری گری را بیاورد او متعصب نیست اما فرض كنید جناب مرتضی در كتاب خودش مثل الأمالی عقاید شیعه را تایید كند نباید این را متعصب بدانیم. اگر عقاید خود را مطرح نكند كه منافق می‌شود. این مرد در عین حالی كه كتابش راه گشاست زحمت كشیده اما نقاط ضعف دارد. و همین انگیزه ها باعث شد كه حضرت ایشان كتاب التفسیر و المفسرون را بنویسد و مفسرین شیعه را در مجمع جهانی معرفی كند و نقدهای غیر وارد او را نقد كند. البته هیچ فردی معصوم نیست. ما نمی گوئیم صافی یا شیخ بحرانی معصوم است. اما خطا بطلان كشیدن به همهٔ زحمات و رنجها بی‌انصافی است. از ممیزات ایشان این است كه كتاب برای كتاب نمی‌نویسد كه كتابی نوشته باشیم خیلی‌‌ها وقت دارند یك كتابی بنویسند یك اثری از خود بگذارند نمی گوییم بد است اما خیلی حُسن ندارد اما این شیوه در ایشان هست كه خلأها را پُر كند. در علوم قرآن همین طور كه آقا فرمودند، خلأی در كتب شیعه بوده البته این خلأ بوده و نبوده. علوم قرآنی را شیعه در داخل تفسیر نوشته اند یعنی در ضمن تفسیر آورده اند و گاهی در مقدمات تفسیر آورده اند مثل مجمع، صافی اما بعنوان یك علم مستقل كه از قرن هشتم از زمان البرهان زركشی این مسئله مطرح شد بعد جلال الدین آمد بعد كتابها ی دیگر، در شیعه یك كتاب مستقل در علوم قرآنی نبود. این خلأ است بحمدالله ایشان پُر كرد. خلأ دیگر كه هست تاریخ التفسیر و المفسرون ابتكاری است از طرف شیخ محمد حسین ذهبی. این ابتكار را می پذیریم ولی این سبب نمی شود كه ما نتوانیم در این موضوع گام برداریم و اشكالات او را برطرف كنیم. این خلأ را هم پر كردند. جوانانی كه در این دانشكدهٔ قرآن هستند. من این سفارش را می كنم ممكنه خودم در طول عمرم عمل نكرده‌ام استاد راهنمای درستی نداشتیم. كتاب كه می نویسیم كوشش كنیم خلأها را پر كنیم همچنین كتاب شبهات و ردود كه انصافاً كتاب بسیار ارزنده ای است در طول استشراق الان از تاریخ استشراق 300 سال تقریباً می گذرد مستشرقان خاورشناسان به قرآن و حدیث و اسلام گرایش پیدا كرده اند مطالعه كنند. برای نقد اقلاً باید كه در میان اینها یك فردی برا ی واقع یابی و اسلام باشد. اینها حتی بهترین شان هم خالی از نقد نیست. غرب فكرش همین است تقریض را در این می بیند كه نقادی كند. قهراً چیزهایی را گفته اند گاهی لغت نمی دانند گاهی زبان را نمی‌دانسته اند گاهی از تاریخ خبر نداشتند حتی اخیراً در بیروت یعنی حدود 80 سال قبل 1347 قمری كتابی نوشته شد دربارة قرآن به نام هاشم العربی. در حقیقت این هاشم العربی مترجمی است اسمش هم معلوم نیست، مسیحی است آن كتابی كه انگلیسی دربارة قرآن نوشته است نشر كرد كه مرحوم شیخ محمد جواد بلاغی«الهدی الی دین المصطفی» را در ردّ این كتاب نوشت. حضرت آقای معرفت با احاطه‌ای كه نسبت به این شبهات دارند از مجموع كتابهای مختلف استشراقی همه را جمع كرده اند اما نامی برگزیدند كه مانند ستاره می درخشد«شبهات وردود» اشكال نیست شبهه است. حقیقت بر این آدم متشابه شده، شبهات وردود . و این كتاب می تواند در مجامع بین المللی پخش شود. ایجاد تنش هم نمی كند. ما ان شاء الله از امثال ایشان كه در این حوزه هستند، افرادی كه ایشان تربیت می كنند از همه اینها تشكر می كنیم امیدواریم ان شاء الله این نور برای ابد در این حوزه، روشن و درخشان باشد. ما در عین حالی كه تكریم و تمجید و احترام می كنیم. ارتباط ما با ایشان ارتباط برادری و خانه یكی است. سفرهایی داریم مجالسی داریم.